سيد جعفر سجادى
1383
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
و جاه و غيرت به اين معنى مذموم است زيرا منشأ آن حسد است اما غيرت كه براى حق باشد به اين كه راضى نشود كه دل او به غير مايل گردد و به آنچه حق راضى است ممدوح و مطلوب است اما غيرتى كه از قبل حق باشد ارجاع عبد است بسوى آنچه راضى است از جهت حفظ و صيانت بنده . ( از شرح منازل ص 154 - حاشيه بر شرح وسائل قشريه ص 202 ) . غيرت از جملهء لوازم محبت است و محب نبود مگر غيور و مراد از غيرت حميت محب است بر طلب قطع تعلق محبوب از غير يا تعلق غير از محبوب و آن را سه گونه است غيرت محب ، غيرت محبوب و غيرت محب و آن بر اولياء الله فرض است . جنيد گويد غيرت جايز نباشد مگر در سه وقت يكى موقع ذكر و غفلت و ديگر محبت و سه ديگر تعظيم ( از مصباح الهدايه ص 44 ) در شرح كلمات باباطاهر است كه غيرت عارف بر پروردگار به اين است كه نمىخواهد كه غيرى در ميان باشد و غيرت حق بر عارف همچنين است كه او را از آلايش هستى پاك دارد ( از شرح كلمات بابا ص 98 - 191 ) خواجه گويد : رشكم آيد بر هر كه به تو پيوندد و غيرت نتيجه حيرتست و شرط صحت صحبت است ، غيرت در غايت شفقت است و غيرت بردن با دوست حق است ، غيرت صفت عاشق است نه معشوق تا شركت قائم است غيرت دائم است ، مرد غير را به قوت غيرت هلاك كند و راه را از اسباب و اغيار پاك كند اگر جمال محبوب بر محب آشكار شود سلطان محبت پيدا شود . « الحق غيور ، و من غيرته انه لم يجعل اليه طريقا سواءه » ( از عده ج 1 ص 684 ) . اول كسى كه عاشق بود بگريزد و آب به آتش هرگز كى آميزد ، معشوقپرستى صفت تست و اين علت بسبب نسبت تست ، عاشق هم از اغيارست و كار از اين دشوار است چه گردى گرد اغيار ، ديگران را با معشوق تو چه كار ، دست جز از محبت باز كن از خويشتن آغاز كن و اين كار عاشقى را ساز كن . ( رسائل خواجه عبد اللّه ص 127 ) گر باد صبا بر سر زلفت گذرد * از باد صبا عاشق تو رشك برد غَيرِ مُتَناهى - ( اصطلاح فلسفى ) مفهوم غير متناهى و لا نهايت يعنى امور غير معدوده و غير محصوره و بعبارت ديگر غير متناهى بودن وصف امور و موجوداتى است كه آنها را حد و نهايت نه در طرف مبدأ و نه در طرف منتهى نباشد و يا امورى كه بعدد و شمار و احصا نيايند و از عوارض تسلسل نيز نامتناهى بود است ، غير متناهى بودن از نظر فلسفه بر چند نوع است ازين قرار . موجودات خارجى يا از كميات متصلهاند و يا از كميات منفصلهاند . پس نامتناهى بودن در اجسام خارجى يا در متصلات است يا در منفصلات نامتناهى بودن در متصلات هم يك وقت در موجودات قار الوجود لحاظ مىشود مانند ابعاد و اجسام نامتناهى و براهين متعددى براى ابطال نامتناهى بودن